یادداشت » کرونولوژی و مانیفست حادبیانگرایی
یکی از شبهای پاییز 84 بود که طی گفتوگویی با دوستانم بهنام بدری و یاور بذرافکن در کافه شوکا برای نخستین بار از ترمی به نام حادبیانگرایی استفاده کردم. آن موقع، همگی کمابیش تحت تاثیر گفتمان انتقادی دههی هفتادی بودیم، اما در عین حال نمیتوانستیم با استفاده از ترمهایی که این گفتمان در اختیارمان میگذاشت و افق نظری که پیش رویمان به تصویر میکشید، شعرهایمان را توضیح دهیم. این استیصال نظری آنجایی خودش را به تمامی نشان میداد که گفتمان انتقادی دههی هفتادی بر بیانگریزی تاکید میکرد؛ در حالی که شعرهای ما مشخصن استیل بیانگرایانه داشت؛ با این ویژگی که به کلی از آن چه در چارچوب آن گفتمان، بیانگری خوانده و به آن حمله میشد، فاصله گرفته بود.
شعر » ضداعتـرافات
بر لبهی پل کالج نشسته بودند و شلیک میکردند
من خواب بودم و نمیدانستم صداهایی که از بیرون میآید از بیرون خوابم میآید
پنجرهی توی خوابم روی دست یک موجود غیرارگانیک رفته بود بالا در خیابان
دندان درآورد اول
بعد دندانهایش ریخت کف اتاق و دوباره همان پنجرهی سکسی شد که قبلن آشپزخانه را به پذیرایی وصل میکرد
یادداشت » ایدئولوژی نقد ادبی: درآمدی بر آنتولوژی بلاهت
نقد ادبی در خوشبینانهترین حالت که به قول مصطلح، سره را از ناسره بازمیشناساند و به زعم فرمالیستها، نشان میدهد که شعر چهگونه ساخته میشود، از توضیح شعر بازمیماند و این بیشتر به دگمهای گفتمانیای برمیگردد که آن را احاطه کردهاند. اگرچه این دگمها بیش از آن که خاستگاه نظری داشته باشند، در چارچوب اخلاقیات میگنجند، اما در همتنیدگی نظریهی ادبی و اخلاقیات به گونهای است که به همین سادگیها نمیتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد.
داستان » بهدردنخور
از فردا شروع میکنم به نوشتن خوابهایم. یک بار رسول بهم گفت که آن موقعها این کار را کرده است. به خودش فحش می داد و میگفت که یک دفتر 40 برگ را پر کرده از این خوابها. وقتی که میخواست بنویسد، چیزی از خوابها باقی نمیماند. سروتهش میشد سه چهار خط. همهی خوابهای یک دورهی دو سه ساله توی همان دفتر جا شده بود.
شعر » لباسشخصی
دستهای لباسشخصی روشن میشود
درست مثل همان صندلی برقی که گذاشتهاند توی بالکن
برای نمایش عمومی
در ساعتی که میریزند و مرا جدا میکنند
هیچ ترسی از صاحبخانهمان پذیرفته نیست
یادداشت » شعر و سیاست: دربارهی «۲۲ مرثیه در تیرماه»*
«22 مرثیه در تیر ماه» یک مجموعهی شعر سیاسی است. هر دلیل احتمالی که برای رد چنین گزارهای در پیش نهاده شود، به گونهای مضاعف آن را به اثبات خواهد رساند. حتا میتوان گامی به پیش نهاد و گفت که این مجموعه درست در نقطهای مجموعهی شعر سیاسی نام میگیرد که به ادبیات بیشتر وفادار مانده و کوشیده است تا رنگ و لعابی انساندوستانه به آن ببخشد.
یادداشت » شعر و امر روزمره: دربارهی «خردهریز خاطرهها و شعرهای خاورمیانه»
چهگونه میشود سرنوشت شعر را به امر روزمره پیوند زد؟ شاید این مهمترین پرسشی باشد که «خردهریز خاطرهها و شعرهای خاورمیانه» پیش روی خود میبیند؛ آن هم نه فقط در دفتر نخست که مشخصن به جزئیات بیاهمیت زندگی میپردازد تا آنها را به یک تراز شاعرانه ارتقا دهد، بلکه همچنین در دفتر دوم که با توسل به نوعی عامگرایی میکوشد تا به وانمودهای از یک کلیت ـ جغرافیای سیاسی خاورمیانه ـ چنگ بیندازد و همچون رسانهها آن را به موضوعی ملموس و در عین حال، بری از حقیقت بدل کند.